الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
143
الغدير ( فارسي )
حديث سر آغاز دعوت در سنت و تاريخ و ادب اين حديث را گروه بسيارى از پيشوايان و حافظان حديث از دو فرقهء شيعه و سنّى ، در صحاح و مسانيد خود آوردهاند وعدهء فراوان ديگرى كه سخن و انديشه آنان قابل توجّه است ، بىآنكه به اسناد اين حديث غمزه زنند يا در متن آن توقفى كنند ، با فروتنى پذيراى آن گرديدهاند . و همهء مورخان اسلامى با ديدهء قبول به آن نگريسته و به ارسال مسلَّم آن را در صفحات تاريخ آوردهاند . به صورت منظوم نيز به رشتهء شعر و نظم كشيده شده است و به زودى در شعر ناشى صغير ( م 365 ) و ديگران ملاحظه خواهيد نمود . و اينك لفظ حديث : « طبرى » در صفحهء 216 جلد 2 تاريخش از ابن حميد روايت كرده است كه گفت : سلمه ، براي ما حديث كرد و گفت : محمّد بن اسحاق از عبد الغفّار بن قاسم از منهال بن عمرو ، از عبد اللَّه بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب ، از عبد اللَّه بن عباس و او از على بن ابى طالب براى من حديث كرد و گفت : على فرمود چون آيه و انذر عشيرتك الاقربين بر پيغمبر خدا ( ص ) نازل گرديد ، رسول خدا ( ص ) مرا فرا خواند و فرمود : اى على ! همانا خداوند مرا به ترساندن خويشاوندان نزديك خويش فرمان داده است و من از اين كار نگران بودم چه مىدانستم كه هر گاه چنين پيشنهادى به آنها بكنم ، ناراحتى مىبينم پس خاموش نشستم تا جبرئيل فرود آمد و گفت : اى محمّد ! اگر آنچه مأمورى ، نكنى . پروردگارت عذابت خواهد كرد . پس اى على به اندازه صاعى خوراك تهيه كن و پاى گوسفندى در آن بنه و قدحى از